mercredi 22 mai 2024

 همراه اون زمین خوردن اعتماد به نفسی که به زور توی این مدت ساخته بودم هم افتاد زمین و شکست.

vendredi 17 mai 2024

 نمیدونم شایدم عمدا اینطوری میکنه.

 دارم وعده‌ی روزانه رو میخورم، میدونم الان شبه ولی این تمام چیزیه که برای شبانه روز گذشته تونستم فراهم کنم. 

یه جا خوندم که همزمان با شروع شدن رابطه، دلایلی که برای اتمام رابطه هستن هم در گذر زمان بدست میان. تنها رابطه‌ ای که داشتم با شیدا بود منظورم رابطه‌ای هست که یه تاثیری بذاره. با دوسدختر الانم انگار دلایل پایان تثبیت شدن. ازش انتظاری ندارم. اصولا وقتی میره خونه‌ی یکی دیگه میخوابه انتظاری نمیشه داشت. ولی جنبه های مثبتی هم وجود دارند که نمیتونم الان وسط یه توفان بزرگ یه تورنادوی دیگه داشته باشم. البته امیدوارم هرکاری داره میکنه چند ماه بعد جدی باشه. 

 کار میکنم، تمام پولی که درمیارم خرج زنده موندن میشه، کاش زودتر بتونم درس بخونم.

mercredi 18 octobre 2023

 تمام ۳۰ ساعت گذشته صرف قانع کردن این مادرقحبه ها شد تهشم باید برم اورژانس، 

mardi 17 octobre 2023

  من باید چیکار کنم؟ چرا هیشکیو ندارم چرا حتی بصورت فیزیکی هم کسی رو ندارم، چرا انقد تنهام، من باید چیکار کنم؟ 


 نمیدونم باید چیکار کنم، نمیدونم با کی باید حرف بزنم همه فقط مزخرف میگن اصلا نمیدونن من دارم چی میکشم، در بهترین حالت چیزای مزخرف آزار دهنده میگن، با خودم فکر میکنم آیا همیشه همینقد آزاردهنده بودن یعنی؟

 همراه اون زمین خوردن اعتماد به نفسی که به زور توی این مدت ساخته بودم هم افتاد زمین و شکست.